السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
447
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
است . جعفر ناقل روايت در اينجا مىگويد : شايد راز اين نهى همان محروميت فقرا باشد . « 1 » پاسخ يك اشكال عدهاى مىگويند منظور از حق در آيه همان زكات است و يَوْمَ حَصادِهِ كه در آيه آمده است ، وقت واجب شدن اين حق را بيان مىكند نه وقت پرداختن آن را زيرا وقت پرداختنش بعد از درو كردن ، خرمن كردن و پيمانه نمودن مىباشد با اين توضيح ، « يوم حصاده » نمىتواند گواه اين باشد كه منظور از حق حتما زكات نيست . در پاسخ آنان مىگوييم : قرائن نشان مىدهد كه « يوم حصاده » وقت پرداختن حق است ، نه وقت تعلق و وجوب آن ، زيرا : 1 - قيد زمانى به معناى فعل تعلق مىگيرد نه به حكمى كه از آن استفاده مىشود ، مثلا اگر بگويند « روز جمعه به زيد احترام بكن » در اين جمله ، روز جمعه قيد زمان است براى انجام دادن احترام و گرامى داشتن نه براى حكم و وجوب آن . همينطور كلمه « يوم حصاده » در آيه ، قيد زمان است براى پرداختن حق نه براى وجوب آن . 2 - زكات در موقع درو كردن واجب نمىشود تا با آيه مورد بحث تطبيق كند بلكه از روزى كه حبوبات منعقد مىگردند و دانه مىبندند و اسم جو و گندم به آن صدق مىكند ، حق زكات تعلق مىگيرد ، بنابراين ذكر كردن « هنگام درو » در آيه شريفه ، دليل روشنى است بر اين كه اين حق غير از حق زكات واجب است . 3 - گواه ديگر بر اين كه منظور از اين حق زكات نمىباشد ، اين است كه خداوند متعال در اين آيه از اسراف نهى نموده است و نهى از اسراف با زكات واجب كه داراى حد و اندازه معينى است ، تناسب ندارد . حالا كه روشن شد منظور از حق در اين آيه غير از زكات ، حق ديگرى است . آيهاى كه حكم زكات در آن آمده است با اين آيه شريفه ارتباطى ندارد و نمىتواند آن را نسخ كند . نتيجه از آن چه گفته شد ، معلوم گرديد كه ادعاى نسخ در اين آيه متوقف به اثبات وجوب نوعى حقّ است
--> ( 1 ) سنن بيهقى ، 4 / 133 .